آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

شمال 22 آذر نور

1393/8/24 8:50
نویسنده : مامان
109 بازدید
اشتراک گذاری

5شنبه ای 22 آذر بابا یکهویی گفت بیاید فردا بریم شمال،آخه عمو فرزادت که دانشگاه قبول شده اونجا یه خونه براش گرفتن،تو نور،خلاصه راهی شدیم ،مامانم نمیدونم چرا جوشهای عجیبی زده بودم که خلاصه با دکتری که 5شنبه شب و جمعه صبح رفتم احتمال آبله مرغون رو دادنغمگینخطا

خلاصه با همه این تفاسیر راهی شدی هوا خیلی باحال بود ،من تا بحال زمستون شمال نرفته بودم روز شنبه ای که رفته بودیم لب دریا بعضیها رفته بودن تو آب،راستی اونجا کنار دریا بابا با این سفره یکبار مصرفها برات سورتمه درست کردخندونکبوسکلی رو ماسه ها اینور اونور کشیدت ،اما از احوالات مامانیم اینکه جوشها زیادتر شده بودن و هی لرز داشتم اونجا شما هی بازی میکردید و من از سرما میلرزیدم،روز بعدشم رفتیم تله کابین  با همه این تفاسیر کلی خوش گذشت،عکسهاتو حتما میگذارم،

این دوتا عکس برا تو راهه ،دم تونل کندوان:

 

و این هم آترین خانوم لب دریااااااااااااااابوس

 

اینجا بالای تله کابین نمک آبروده:

 

 

اینم بابایی و دخملش ش شچشمک

 

 

از تو تله کابین  هم  ازت عکس گرفتم ولی پیداش نمیکنمسوالگریه

اینم موقع ناهار تو رستوران بوف ،یه  کم بعد تله کابین:

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)